سایه سنگین فیلترینگ نوین بر اینترنت
سایه سنگین فیلترینگ نوین بر اینترنت
نیشابور فردا_ امروز اینترنت دیگر یک کالای لوکس یا ابزاری جانبی نیست؛ بلکه زیرساختی حیاتی است که نبض تپنده اقتصاد دیجیتال جهان و به ویژه اقتصاد نوظهور ایران را در دست دارد.

امروز اینترنت دیگر یک کالای لوکس یا ابزاری جانبی نیست؛ بلکه زیرساختی حیاتی است که نبض تپنده اقتصاد دیجیتال جهان و به ویژه اقتصاد نوظهور ایران را در دست دارد. کسب‌وکارهای دیجیتال، از فروشگاه‌های آنلاین کوچک گرفته تا پلتفرم‌های بزرگ خدماتی، همگی بر ستونی واحد بنا شده‌اند: اتصال پایدار. اینترنت، شریان اصلی دسترسی به مشتری، مدیریت زنجیره تأمین، و اجرای تراکنش‌های مالی است.
اما هنگامی که این شریان به هر دلیلی مسدود می‌شود، شاهد سناریویی هستیم که می‌توان آن را «سکوت مرگبار دیجیتال» نامید. قطعی اینترنت، نه تنها دسترسی کاربران را قطع می‌کند، بلکه به‌طور ناگهانی، هزاران واحد اقتصادی را از بازار خارج می‌سازد، اعتماد مصرف‌کننده را خدشه‌دار می‌کند و چرخ‌های تولید و خدمات‌رسانی را متوقف می‌سازد.

صادرات ۵۰۰ میلیاردی شرکت‌های فناور مرکز رشد نیشابور
مازیار ناظران مدیر مرکز رشد شرکت‌های فناور نیشابور در گفت‌وگو با هفته‌نامه نیشابور فردا با اشاره به اینکه در حال حاضر این مرکز از لحاظ جذب و پذیرش شرکت‍ها، توسعه فضای فیزیکی و درآمدهای کسب شده در بین مراکز رشد کشور جایگاه قابل توجهی دارد اظهار کرد: در استان خراسان رضوی پس از پارک فناوری مشهد، مرکز رشد نیشابور جزو پیشران‌ها است و در ارزیابی سه ساله مرکز رشد در استان خراسان همواره جزو مراکز برتر بوده است.
او می‌گوید: سال گذشته بالغ بر ۲ و نیم هزار میلیارد تومان شرکت‌های مرکز رشد نیشابور درآمد داشته‌اند و امسال با اینکه هنوز به پایان سال نرسیده‌ایم این عدد را رد کرده‌ایم همچنین در سال ۱۴۰۳ شرکت‌های این مجموعه بالغ بر ۵۰۰ میلیارد تومان محصولات و خدمات به کشورهای دیگر داشته‌اند.


او خاطرنشان کرد: در حال حاضر ۶۲ شرکت با اشتغال‌زایی بیش از ۶۰۰ نفر در مجموعه مرکز رشد نیشابور فعالیت دارند و برخی شرکت‌ها که زیرساخت‌ها و سرورهایشان داخل ایران است با قطع اینترنت زیاد دچار مشکل نشده‌اند اما قطع اینترنت باعث ایجاد مشکل برای برخی شرکت‌ها شد به طوری مجبور به تعدیل نیرو شدند.
او با اشاره به اینکه در صورت ادامه روند قطع و کندی اینترنت درآمدهای شرکت‌های این مجموعه هم کاهش خواهد یافت اظهار کرد: اینها شرکت‌هایی است که نیازمند ارتباط با اینترنت جهانی و سرورهای خارج کشور هستند البته در بخش R&D و تحقیق و توسعه سایر شرکت‌ها نیز به خاطر قطع و کاهش سرعت اینترنت با مشکلاتی مواجه هستند.
امروز دیگر امکان فاصله گرفتن از اینترنت در بسیاری از مشاغل و در بخش ارتباطات وجود ندارد اظهار کرد: براساس تجربه‌ای که پس از جنگ ۱۲ روزه داشتیم بسیاری از کسب‌وکارهای دیجیتال تحت تأثیر مشکلات اینترنت قرار گرفتند زیرا درآمد اصلی این شرکت‌ها در بستر اینترنت است و ارتباط با اینترنت بین‌الملل برایشان حیاتی است.
او پیشنهاد کرد در صورتی که امکان داشته باشد می‌توان به پارک‌های علم‌وفناوری و مراکز رشد دسترسی‎‌های بیشتری برای اینترنت داده شود.

اینترنت متصل اما بسته
در هفته‌های اخیر گرچه از ظاهر موضوع چنین برمی‌آمد که کشور از بحران قطعی اینترنت خارج شده، اما بررسی‌های فنی نشان می‌دهد ماجرا فراتر از یک اختلال مقطعی است.
منابع فنی می‌گویند معماری تازه‌ای در زیرساخت ارتباطی کشور در حال تثبیت است که ساختار آن به مدل‌های چین و روسیه شباهت دارد. در این مدل، فیلترینگ دیگر تنها با مسدودسازی آدرس‌ها انجام نمی‌شود؛ بلکه اساساً پروتکل‌های ارتباطی تغییر یافته‌اند تا هر تلاشی برای عبور از محدودیت‌ها بی‌اثر شود.
نتیجه آن است که اتصال اینترنت اگرچه برقرار به‌نظر می‌رسد، اما کیفیت و سرعت آن به‌شدت کاهش یافته و برای فعالیت‌های حرفه‌ای عملاً نامناسب شده است.
الگوی جدید مدیریت شبکه سه سطح دارد: پایش عادی، تخریب فعال و محدودیت شدید.این رفتار متغیر باعث شکل‌گیری نوعی تبعیض دیجیتال شده است؛ به‌گونه‌ای که برخی کاربران از ارتباط بهتر برخوردارند، در حالی‌که بسیاری با تاخیر و قطع‌ و‌ وصل مداوم مواجه‌اند.

کل اینترنت زیر ذره‌بین
یک کارشناس فناوری‌های هوشمند می‌گوید: «دو سال پیش هدف فیلترینگ، شناسایی آی‌پی‌ها و کاربران خاص بود، اما امروز ساختار به‌گونه‌ای تغییر کرده که کل پروتکل‌ها زیر ذره‌بین قرار گرفته‌اند. این یعنی هر نوع اتصال رمزنگاری‌شده و ناشناس قابل ردیابی است.»
به گفته او، اکنون تمرکز اصلی روی شناسایی و مسدودسازی VPN هاست.
وی تأکید می‌کند: «دیگر بحث بر سر اینترنت ملی نیست؛ ما با نسل تازه‌ای از فیلترینگ روبه‌رو هستیم که حتی از مدل چینی پیشرفته‌تر است.»

خسارت پنهان قطعی اینترنت؛
«ده همت» فروش در ماه سوخت!
این در حالی است که وزیر ارتباطات گفته است که براثر قطعی اینترنت هر روز حدود ۵۰۰ میلیارد تومان خسارت به هسته اقتصاد دیجیتال وارد می‌شود و اثر غیرمستقیم آن در سطح کلان، رقمی نزدیک به ۵ هزار میلیارد تومان در روز است. با توجه به اشتغال مستقیم و غیرمستقیم نزدیک به ۱۰ میلیون نفر در این حوزه، ادامه این وضعیت می‌تواند برای هزاران کسب‌وکار «مرگ تدریجی» باشد.

از فیلترشکن تا بازار مکاره VPN
در همین مدت، قیمت فیلترشکن‌ها از چند ده هزار تومان به میلیون‌ها تومان رسیده است. کافی است نگاهی به گروه‌های تلگرامی بیندازی؛ همین حالا برای یک کانفیگ اختصاصی تا ۱۵ میلیون تومان پول می‌گیرند.
بازار سیاهی شکل گرفته که اسمش را گذاشته‌اند «تجارت آزاد»، ولی در واقع همان بازار مکاره فیلترینگ است؛ بازاری که سودش مستقیم می‌رود جیب واسطه‌ها، نه توسعه کشور.

اسامی فیلترشکن فروش‌ها ذیل اسرار دولتی!
میزان استفاده از ‌فیلترشکن بعد از محدودیتی‌های دی ماه ۷ برابر شده، در همین شرایط، اما امیر خسروی، رئیس مرکز بازرسی، نظارت مدیریتی و پاسخگویی به شکایات وزارت ارتباطات از ارائه اسامی فروشندگان فیلترشکن امتناع و اعلام کرده که این فهرست مشمول «قانون ممنوعیت افشای ‌اسرار دولتی است»!

فروش شب عید دود شد رفت!
در ماه‌هایی که باید اوج رونق خرید آنلاین و فروش شب عید باشد، خاموشی و اختلال‌های مکرر اینترنت، بسیاری از کسب‌وکارهای دیجیتال را به خاک نشاند. حالا نه فقط صفحه‌های فروش در اینستاگرام، بلکه آرزوهای صاحبان آن‌ها کم‌نور شده است. از فروشگاه‌های کوچک گرفته تا شرکت‌های بزرگ، همه چشم‌انتظار وصل دوباره اینترنت و برگشت آرامش به بازارند.
برای بسیاری از فروشگاه‌های اینترنتی، ماه‌های پایانی سال حکم فصل برداشت را داشت؛ زمانی برای جبران ضررهای سال گذشته. اما امسال، اختلال و قطعی اینترنت امیدشان را هم گرفت. صاحبان این کسب‌وکارها می‌گویند در این فضا حتی جرأت گذاشتن یک استوری ساده هم ندارند؛ از ترس واکنش‌های منفی و ریزش فالوئرها.

داستان‌هایی از پشت ویترین مجازی
نازنین صاحب یک پیج فروش کیف و کفش می‌گوید: به علت بیماری نمی تونم جایی سرکار برم و سال‌ها زحمت کشیدم تا پیجم رشد کنه، ولی چند روز قطعی اینترنت همه‌چیز رو از بین برد. حالا هم از ترس واکنش مردم حتی استوری نمی‌ذارم. خرج زندگی و دارو و درمان من از همین پیجه، اما انگار کسی این رو متوجه نمیشه.
کتایون، طراح لباس و صاحب کارگاه کوچک پوشاک، از نگرانی روزهای اخیرش می‌گوید: فروش حضوری‌مون هیچ‌وقت به اندازه فروش آنلاین نبود. از وقتی اینترنت کند شده، عملاً تعطیل شدیم. هنوز حقوق کارگرها و اجاره مغازه رو از جیب می‌دیم. نمی‌دونم تا کی می‌شه این وضع رو تحمل کرد و دوام بیاریم.
برای صاحبان این مشاغل، اینترنت صرفاً ابزار تبلیغ نیست؛ اکسیژن کسب‌وکارشان است. ادامه این وضعیت، به‌ویژه در آستانه‌ی عید، نه‌تنها اقتصاد دیجیتال بلکه معیشت هزاران خانواده را با خطر جدی روبه‌رو کرده است.

در چنین شرایطی، فروشندگان آنلاین دیگر حتی دلِ پاسخ دادن به مشتری‌ها را ندارند. بسیاری حاضر نیستند درباره کسب‌وکارشان حرف بزنند.
فروشنده‌ی لباس کودک دیگری که مغازه‌ حضوری هم دارد، می‌گوید مشتری‌هایش به تعداد انگشتان دست رسیده‌اند: شاید یکی‌دو نفر تماس بگیرند چون شماره دارند، ولی حتی مشتری حضوری هم نیست. مردم دل و دماغ خرید ندارند.
صاحب کارگاه پوشاک از روزهای تلخ پیش از شب عید می‌گوید: قرار بود این روزها اوج فروش باشد، ولی حالا حتی نمی‌دانیم تولید کنیم یا نه. بازار خوابیده، پارچه‌فروش‌ها اجناس را از ترس گرانی بعدی مخفی کرده‌اند، قیمت‌ها چندبرابر شده. عملا دست‌مان در حنا مانده.

وابستگی گسترده به اینترنت و اینستاگرام
یک کارشناس حوزه فناوری اطلاعات، درباره سابقه کسب‌وکارهای آنلاین توضیح می‌دهد: در کشورهای پیشرفته از دهه هفتاد میلادی، اقتصاد دیجیتال با ظهور اینترنت شکل گرفت اما در ایران، از دهه هشتاد شمسی بود که شرکت‌هایی مثل دیجی‌کالا آغاز کردند و در دهه نود با رواج موبایل‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی، رشد واقعی این کسب‌وکارها رقم خورد.
این کارشناس با اشاره به وابستگی شدید مشاغل به پلتفرم‌های اجتماعی، عددی چشمگیر ارائه می‌دهد: حدود دو و نیم میلیون شغل مستقیماً وابسته به اینستاگرام هستند و بیش از ۲۰ میلیون نفر به‌گونه‌ای از این فضا درآمد دارند. با هر روز قطعی اینترنت، بیش از چهار هزار میلیارد تومان خسارت به اقتصاد کشور وارد می‌شود.

مسئله‌ی «اینترنت ملی» و شکاف فرصت‌ها
این کارشناس به دو دیدگاه درباره راه‌حل وضعیت فعلی اشاره می‌کند؛ عده‌ای به دنبال اینترنت ملی‌اند و عده‌ای دیگر حفظ ارتباط جهانی را ضروری می‌دانند. کشورهایی مثل چین توانسته‌اند با زیرساخت فراگیر و جمعیت عظیم، اینترنت بومی موفقی بسازند. اما در ایران، هنوز تلاش‌ها برای ایمیل بومی یا موتور جست‌وجوی ملی بی‌نتیجه بوده است. درحالی‌که ما ظرفیت‌های انسانی و محصولات توانمندی داریم که می‌توانند از ارتباط جهانی بهره‌مند شوند.

آنلاین‌شاپ‌هایی که نفس نمی‌کشند
در گوشه‌ و کنار شهرها، از مزون‌دارها تا فروشندگان صنایع‌دستی، بسیاری روزشان با بارگذاری عکس و پاسخ دادن به دایرکت‌ها آغاز می‌شد. اکنون، با قطعی‌های پیاپی اینترنت، همان صفحه‌های کار، به سکوت نشسته‌اند.
ملیکا با ساخت دستنبدهای فانتزی انتشار ویدیوهای رنگارنگ در اینستاگرام درآمدی برای خود درست کرده بود، حالا در اتاق کوچک خانه‌اش نشسته و به کامواهای انباشته نگاه می‌کند. می‌گوید از بس غم شهر زیاد شده، حتی حوصله ساختن دستبند هم ندارد «بازار خوابیده، مردم دل ندارند، من هم دیگر نه دل دارم نه کار.»

معلمی که شاگردانش در دنیا گم شدند
خانم رزا، معلم زبان ایتالیایی، بیشتر شاگردانش در شهرهای دیگر زندگی می‌کنند. برای او اینترنت، نه تفریح بلکه شریان کاری است او می گوید؛ با واتس‌اپ و گوگل‌میت کلاس‌ها را برگزار می‌کردم. حالا دو هفته است هیچ ارتباطی با بچه‌ها ندارم. برخی شهریه ترم را کامل پرداخت کرده بودند، ولی کلاس‌ها تعطیل شد. درآمد ماهانه‌ام که حدود بیست میلیون تومان بود، به صفر رسیده. این معلم می‌گوید حتی از نظر احساسی دچار فشار شده است: دلتنگ شاگردانش شده و نمی‌داند چطور باید توضیح دهد که چرا اتصالش ناگهان قطع شد.

مربی یوگایی که شاگردانش دوباره درد می‌کشند
خانم آرزو مربی یوگا، که به صورت آنلاین کلاس هایش را برگزار میکرد حالا کلاس‌هایش تعطیل است. با قطع اینترنت، کلاس‌ها متوقف شده‌اند. او می‌گوید: بیشتر شاگردانم مشکلات جسمی داشتند؛ از کمردرد تا درد سیاتیک. با قطع کلاس‌های یوگا، دوباره دردهاشان برگشته. یکی‌شان دو روز است از پادرد نمی‌تواند راه برود. به گفته او، با وجود برخی پلتفرم‌های داخلی، برگزاری کلاس‌ها با اختلال مداوم، کندی و هزینه‌های بالای اشتراک، عملاً ممکن نیست. حتی دوره‌ای که قرار بود دی ماه در هند شرکت کند، به دلیل قطع ارتباط از دست داده است.

سکوتی که به خانه‌ کسب‌وکارها رسیده
هرچند برخی پلتفرم‌های داخلی بالا آمده‌اند، اما برای بسیاری از مشاغل، این جایگزین‌ها کارایی ندارند. از فروشگاه‌های مجازی تا معلمان و مربیان، همه خانه‌نشین شده‌اند.
آنچه زمانی «اقتصاد دیجیتال» نامیده می‌شد، حالا برای بخشی از مردم به «صمیمیت از دست‌رفته» و «کار نیمه‌تمام» تبدیل شده است. ارتباط با جهان بیرون، راه ارتزاق و امید به آینده، تنها با یک اتصال ساده ممکن بود؛ اتصالی که حالا دو هفته است از مردم گرفته شده.

سرمایه‌گذاری‌هایی که در هوا ماندند
محیا، فعال در حوزه تولید محتوای صفحات مجازی تأکید می‌کند که بخش مهمی از زیرساخت فروش صنایع و کارگاه‌های تولیدی به شبکه‌های اجتماعی گره خورده بود. تولید محتوا و ارتباط با مشتریان، هزینه‌های سنگینی کرده‌ ایم. خط تولید محتوا راه‌اندازی کردیم، هزینه‌های تخصصی پرداختیم، اما حالا نه می‌توانیم بهره‌برداری کنیم، نه می‌توانیم به مشتریان سابق پاسخ دهیم. هزینه‌های ثابت ما پابرجاست، اما درآمد ریالی‌مان کاملاً قطع شده است.
وقتی بلاگرها که پل ارتباطی صنایع با مصرف‌کننده بودند، خودشان نیز بیکار می‌شوند، چرخه تبلیغات و فروش دیگر کار نمی‌کند. این وضعیت، ذهنیتی را ایجاد می‌کند که دولت هر لحظه اراده کند، جریان درآمدی آن‌ها را مختل خواهد کرد.

اعتراض‌ها شنیده نمی‌شود؛ تمرکز مسئولان کجاست؟
یکی از اصلی‌ترین انتقادات فعالان این حوزه، فقدان کانال رسمی برای اعلام شکایت و شنیده شدن صدای آن‌ها است.
محمدرضا، یکی از فعالان این حوزه، به این نکته اشاره می‌کند که در شرایط بحران، به جای تسهیل‌گری برای کسب‌وکارها، تمرکز مسئولان بر مسائل دیگری است. در حوزه فضای مجازی، تمرکز مسئولان بیشتر روی مسائلی مانند حجاب است، در حالی که می‌شد در کنار آن، حمایت‌های واقعی و تسهیل‌گری لازم برای عبور از موانع موجود در شرایط بحرانی مانند امروز اندیشیده شود. او خواستار رفع فیلتر از دامنه‌های داخلی دارای مجوزهای قانونی است، چرا که پلتفرم‌های داخلی موجود کفاف نیاز تولیدکنندگان را نمی‌دهند.

راهکار نجات؛ بیمه خسارت‌های اینترنتی
در شرایطی که تعیین خسارت دقیق به دلیل تفاوت در گردش مالی کسب‌وکارها چالش‌برانگیز است و حمایتی از سوی دولت دیده نشده، فعالان به دنبال راهکار بلندمدت هستند.
یک دارنده کسب‌وکار اینترنتی پیشنهاد می‌دهد: «اگر شرکت‌های بیمه بتوانند بیمه خسارت‌های حاصل از قطع اینترنت را در سبد محصولات خود قرار دهند، بخش قابل توجهی از دلسردی فعالان اقتصادی رفع خواهد شد.»

امید به روشن شدن دوباره صفحه‌ها
در این گزارش برخی از صاحبان شرکت‌های فناور و صاحبان کسب‌وکارهای آنلاین با این شرط که نامی از آنان برده نشود حاضر به مصاحبه با هفته‌نامه نیشابور فردا شدند که خود نشان‌دهنده آن است که امیدی حداقل در کوتاه مدت به بهبود اوضاع ندارند.
حکایت کسب‌وکارهای آنلاین امروز، حکایت تضاد میان واقعیتِ بی‌رمق فعلی و خاطره‌ی رونق گذشته است.
وضعیت کسب‌وکارهای اینترنتی بیشتر شبیه شهری نیمه‌تاریک شده است؛ چراغ‌ها هنوز روشنند، اما کسی پشت آن‌ها نیست. صاحبان پیج‌ها، آرام و بی‌صدا در حال مگس‌پَراندن پشت ویترین‌های مجازی‌اند، منتظر روزی که دوباره شماره‌ی سفارش‌ها بالا برود و بسته‌های پستی خیالی، واقعی شوند. امیدشان این است که روزی دوباره نور بر تیره‌گی بیفتد و اینترنت مثل گذشته، جریان زندگی را به خیابان‌ها و خانه‌های مردم برگرداند.